تبلیغات
سفتجان

سفتجان
نویسندگان
لینک های مفید
<

معارفی از جزء 19قرآن کریم

راه تبدیل سیئات به حسنات


1-افسوس‌های بی فایده

2- بتی که پرستش آن بین ما رواج دارد

3- چقدر از مال خود را انفاق کنیم؟

4- راه تبدیل سیئات به حسنات

5- خلاصه نظر علامه طباطبایی(ره) در چگونگی تبدیل سیئات به حسنات

6-یک نفر کشت؛ اما خدا همه را عذاب کرد


افسوس‌های بی فایده

وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلیَ‌ یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنیِ اتخََّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا(27)یَاوَیْلَتا‌ لَیْتَنِی لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِیلًا(28)لَّقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِی(29- فرقان)

روزی که ظالم دست خود را از روی حسرت به دندان می‌گزد و می‌گوید: ای کاش همراه با فرستاده او برای خود، راه باریکه‌ای به سوی هدایت دست و پا می‌کردم. ای و ای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی‌گرفتم؛ چون او مرا از قرآنی که برایم آمد گمراه کرد.

ظاهراً مراد از«ظالم» هر کسی است که با هدایت فرستاده الهی به راه راست نمی‌رود؛ هر چند که آیه در مورد ستمگران این امت و رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده است.(1)

در قیامت صحنه‌های عجیبی رخ می‌دهد که بخشی از آن حسرت‌های بی فایده ایست که ظالمان نسبت به عمل کرد غلط خود در گذشته می‌خورند؛ ندامت‌هایی که دیگر هیچ سودی به حال آن‌ها ندارد. آیات مورد بحث به دو مورد از این حسرت خوردن‌ها اشاره دارد.

اگر دستور دین را بی محلی کردیم و در پی برآوردن خواهش دل برآمدیم شک نکنیم که بت پرستیده‌ایم؛ نشان به آن نشان که در دل یا به زبان می‌گوییم: «چون دلم می‌خواهد» نه «چون خدا می‌خواهد»

حسرت اول بعد از آن است که می‌بینند تنها راه نجات و سعادت راهی بود که فرستادگان الهی به مردم ارائه کردند و خود در آن راه پیش‌قدم شده و مردم را به آن دعوت کردند؛ ولی این‌ها به جای تبعیت و همراهی با رسولان حق، آن‌ها و راهشان را مسخره کردند و از گام نهادن در آن به شدت خودداری کردند.

حسرت دوم نسبت به دوستانی است که در دنیا برگزیدند دوستانی که به ظاهر دوست بودند اما در واقع دشمنان خطرناکی بودند که باعث گمراهی و بدبختی آن‌ها شدند و با آنکه دین و راهکار هدایت و سعادت در دسترس این‌ها قرار داشت اما آن به ظاهر دوستان آن‌ها را از پیروی دین منع کرده و به گناه و بازی‌های دنیایی مشغول کردند.

از این آیه به خوبی می‌توان به نقش و میزان تأثیر دوست در سعادت و شقاوت انسان پی برد؛ نقش و تأثیری که با تحقیق و تجربه ثابت شده و غیرقابل انکار است.

ظاهراً مراد از«ظالم» هر کسی است که با هدایت فرستاده الهی به راه راست نمی‌رود؛ هر چند که آیه در مورد ستمگران این امت و رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده است


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء 18قرآن کریم


1- تصور غلطی که سرمایه داران بی دین دارند

2- روش برخورد با بدی ها

3- در اجرای حکم خدا دلسوزی نکنید

4- اینگونه انسان، آدم می شود

5- شاهدان همراه

6- چند دستور مهم به بانوان مسلمان

 


تصور غلطی که سرمایه داران بی دین دارند

أَ یحَْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِینَ(55) نُسَارِعُ لهَُمْ فىِ الخَْیرَْاتِ  بَل لَّا یَشْعُرُونَ(56- مومنون)

آیا گمان مى‏كنند افزونى و گسترشى كه به سبب مال و اولاد به آنان مى‏دهیم؛ برای آن است که مى‏خواهیم در عطا كردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست‏] بلكه [آنان‏] درك نمى‏كنند.

تصوری بین دینداران بی بضاعت و بی دینان ثروتمند رواج دارد که گمان می کنند داشته و انباشته آنان که بی دینی می کنند همه از لطف و عنایت ویژه خداوندی به آنهاست و به تعبیر دیگر خدا نظر خیر و رحمت به آنها کرده است که اینچنین ثروت و دارایی مالی و فامیلی را به زندگی آنها سرازیر کرده است؛ اما خدا در این آیات خط بطلان بر چنین تصوری کشیده و صاحبان این پندار را افرادی قلمداد کرده است که از درک و شعور لازم برای فهم حقیقت این امر بی بهره اند.

این فراوانى نعمت، پرده‏هاى غفلت و غرور را بر روى چشمان او ضخیم‏تر مى‏كند تا آنجا كه راه باز گشت بر او غیر ممكن مى‏شود و این همان چیزى است كه در سایر آیات قرآن از آن به قانون استدراج(1) یاد شده است

زیرا آنها نمى‏دانند كه این فرزندان و اموال فراوان در حقیقت یك نوع عذاب و مجازات یا مقدمه عذاب و كیفر براى آنها است.آنها نمى‏دانند كه خدا مى‏خواهد آنها را در ناز و نعمت فرو برد تا به هنگام گرفتار شدن در چنگال كیفر الهى، تحمل عذاب بر آنها دردناكتر باشد؛ زیرا اگر درهاى نعمت به روى انسان بسته شود او آمادگى پذیرش ناراحتیها را پیدا می کند؛ اما اگر كسى را از میان ناز و نعمت بیرون كشند و به زندان مخوف و حشتناكى بیفكنند فوق العاده برای او دردناك خواهد بود.

بعلاوه این فراوانى نعمت، پرده‏هاى غفلت و غرور را بر روى چشمان او ضخیم‏تر مى‏كند تا آنجا كه راه باز گشت بر او غیر ممكن مى‏شود و این همان چیزى است كه در سایر آیات قرآن از آن به قانون استدراج(1) یاد شده است.(2)

قرآن کریم به دفعات این شیوه را به عنوان یك اصل در مبارزه با بدیها به مسلمانان گوشزد کرده است و حتى در آیه 34 سوره فصلت مى‏گوید: « نتیجه این كار آن خواهد شد كه دشمنان سرسخت، دوستان گرم و صمیمى شوند.»


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 10:49 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء 17قرآن کریم

ذکری برای نجات مؤمنین


هفدهمین قسمت از سلسله مقالات «معارفی از قرآن کریم» به هفدهمین جزء از این کتاب نور و هدایت اختصاص دارد. این جزء را سورهای انبیاء ع و حج تشکیل می دهند که در ادامه، آیاتی از این دو سوره را مطرح کرده و به بیان جرعه ای از معارف آن می پردازیم.

1- وحی فعل یا ایجاد تمایل به کار خیر

2-باید قدردان دانشمندان نظامی و هسته ای باشیم

3-ذکر یونسیه نسخه ای برای نجات همه مومنین

4-تصویری از لحظه وقوع قیامت

5-آنگاه صحنه هایی از آن واقعه را به تصویر می کشد:

6-حالت توبه شکننان در قیامت

7-وعده حتمی خداوند برای دفاع از مومنین

 


1-وحی فعل یا ایجاد تمایل به کار خیر

وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرَْاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِیتَاءَ الزَّكَوةِ  وَ كاَنُواْ لَنَا عَابِدِینَ(73- انبیاء ع)

و ما به آنها انجام كارهاى خیر و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را وحى كردیم و آنها تنها ما را عبادت می کردند.

هر چند این آیه در توصیف پیشوایان هدایت است ولی حالتی در آن آمده که مراتب ضعیف ترش را می توان در دیگران نیز مشاهده کرد.

وحی همان الهام کردن و به دل انداختن است(1) چیزی که هست در وحی یا به دلیل سرعت زیاد یا به دلیل رمزی و سری بودن(2) و یا به دلایلی دیگر، کسی جز موجود الهام شده از این فرایند و نیز محتوای آن با خبر نمی شود.

وحی به دو صورت ممکن است رخ دهد؛ یکی وحی گزاره های علمی است که در این نوع گیرنده به چیزی که نمی دانست عالم می شود. نوع دیگر وحی فعل عملی است به این صورت که فرد گیرنده در خود میل و اشتیاق شدید به کاری را پیدا کرده و درصدد انجام آن بر می آید.(3)

در آیه مورد بحث سخن از وحی فعل و کارهای خیر است. نمونه های قابل درک این نوع وحی را همه می توانند در خود احساس کنند؛ زمانی که بدون مقدمه در خود میل شدیدی به انجام کار خیری پیدا می کنید و به تکاپو می افتید تا به هرترتیب که شده آن را انجام دهید؛ مصداق و نمونه ضعیف شده ای از وحی فعل خیر است. وحی به مادر موسی برای رها کردن او در آب(4) هم از نمونه های این نوع وحی است.

تعلیم صنعت زره و ساخت آن به دست داود علیه السلام برای منفعتی عام و حفظ مومنان از خطر دشمنان بوده است 


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

منافات دین و شادی؟!

دین و شادی


بسیاری از مردم و به خصوص جوانان، چنین می‌پندارند که دین‌داری با زندگی شاد منافات دارد و کسانی که دیندارترند، از شادی کمتر در زندگی برخوردارند و کسانی که به احکام و آموزه‌های دین کمتر پایبندند، در بهره‌برداری از لذت‌ها و شادی‌های زندگی، آزادی بیشتری دارند. آیا این پندار، صحیح است و اساساً این پندار از کجا شکل گرفته است و منشأ آن چیست؟

1- تعریف ما از دین‌داری و زندگی شاد چیست؟

2- زندگی شاد

3-اقسام شادی‌ها شادی‌های

4-شادی‌های مادی و طبیعی

5-احکام اسلام، تأمین کننده شادی‌های اصیل

 


1-تعریف ما از دین‌داری و زندگی شاد چیست؟

دینداری

منظور ما از دین، اسلام ناب و حقیقی است؛ نه هر چه که به عنوان دین شناخته می‌شود. هر فرد یا جامعه‌ای که باور عمیق‌تر و جدی‌تری به مبانی اعتقادی اسلام داشته باشد و در عمل و رفتار هم چارچوب اسلامی را بیشتر و دقیق‌تر عمل کند، دین دار تر شمرده می‌شود.

از آن جا که دین حق، یعنی اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله موجب تأمین سعادت انسان و نشان دهنده راه خوشبختی حقیقی است و سعادت و خوشبختی است که شادی حقیقی و ماندگار را برای ما به وجود می‌آورد. بنابراین، دین‌داری درست نمی‌تواند با شادی حقیقی، ناسازگار و متضاد باشد.

رفتارهای ناشایست کسانی که ادعای دین‌داری می‌کنند و آداب و رسوم غلطی که به نام دین در جوامع دینی جاری است، نباید به حساب دین گذاشته شوند. دین به ما توصیه می‌کند که در مواجهه با یکدیگر، چهره‌ای بشاش و شاد داشته باشیم و حتی اگر اندوه و غصه‌ای هم در درون ما وجود دارد، آن را به رخ دیگران نکشیم و کام دیگران را تلخ نکنیم.1 بی‌توجهی به این دستورات، موجب برداشت غلط از دین‌داری شده است.

امامان ما فرموده‌اند که شیعیان ما یعنی دین‌داران حقیقی، در شادی و سرور ما، شادمانند 2 و در حزن و اندوه ما،اندوهگین.

حالا اگر در جامعه ما تعادل رعایت نمی‌گردد و به شادی و سرور به اندازه مراسم عزاداری و گریه اهمیت داده نمی‌شود، ناشی از برداشت ناقص و عادت غلط دین‌داران است؛ نه این که دین‌داری صحیح و حقیقی آن را ایجاب نمی‌کند.

به هر حال، دین‌داری به معنی صحیح و جامع آن، منافاتی با زندگی شاد به معنی درست و عمیق آن ندارد؛ ولی نگاه و تعریف ما از زندگی شاد هم باید روشن شود تا پاسخ این پرسش کامل گردد.

دین‌داری حقیقی، موجب می‌شود که ما از هر راهی و وسیله‌ای، درصدد کسب شادی‌های فردی و مادی خود نباشیم و راحتی دیگران را به راحتی خود ترجیح دهیم تا از این طریق به شادی‌های عمیق‌تر، متعالی‌تر و ماندگارتری دست یابیم

2-زندگی شاد

شادی، همان حال خوش، انبساط خاطر و احساس مثبت و خوبی است که هر کسی آن را تجربه کرده است. شنیدن خبری مسرت بخش، به دست آوردن موفقیتی برجسته، قرار گرفتن در موقعیتی لذت بخش، مشاهده صحنه‌ای غرور آفرین، همه و همه، موجب خوشحالی و شادی خاطر انسان می‌گردد؛ اما همه شادی‌ها به یک اندازه برای ما مهم و مطلوب نیست.

دانشجویی که برای به دست آوردن موفقیتی علمی در حال پژوهش و مطالعه است، به راحتی از بسیاری خوشی‌ها و شادی‌های گذرا چشم می‌پوشد تابه خوشحالی و شادی ناشی از آن موفقیت علمی دست یابد. کارگر یا کارمندی که برای تأمین معاش خود و فراهم کردن زندگی راحت و شاد، تلاش فشرده و خسته‌کننده‌ای را انجام می‌دهد، در این راه از بسیاری از لذت‌ها و شادی‌های زودگذر چشم می‌پوشد و حتی سختی‌ها و رنج‌هایی را تحمل می‌کند.

بنابراین، بدیهی است که «برای به دست آوردن لذت‌های بزرگ‌تر و شادی‌های ماندگارتر، باید از لذت‌ها و خوشی‌های کوچک‌تر و پست‌تر، صرف‌نظر کرد».

اگر اندکی روی همین قاعده تأمل و درنگ داشته باشیم، به راحتی در می‌یابیم که انواع و اقسام شادی‌ها را باید طبقه‌بندی کرد و سپس برای زندگی شاد، به تعریفی مناسب و صحیح دست یافت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: عمومی، 
[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء 16 قرآن کریم


شانزدهمین قسمت از مجموعه مقالات معارفی از قرآن کریم به آیاتی از جزء شانزدهم این کتاب الهی اختصاص دارد. به مانند بحث‌های پیشین این بار هم ابتدا آیاتی از این جزء مطرح و سپس به نکات و معارفی از آن‌ها اشاراتی می‌کنیم.

1- مأموریت عجیب دو پیامبر

2- زیانکارترین انسان‌ها چه کسانی‌اند؟

3- راه محبوب شدن در بین مردم

4-اصلی‌ترین عامل سختی‌های آزار دهنده

 


1-مأموریت عجیب دو پیامبر

وَ أَمَّا الجِْدَارُ فَکاَنَ لِغُلَامَینْ‌ِ یَتِیمَینْ‌ِ فیِ الْمَدِینَةِ وَ کاَنَ تحَْتَهُ کَنزٌ لَّهُمَا وَ کاَنَ أَبُوهُمَا صَلِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَن یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَ یَسْتَخْرِجَا کَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّکَ  وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی(82- کهف)

و اما داستان دیوار که متعلق به دو پسر یتیم این شهر بود و زیر آن گنجی برای آن‌ها وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود. پروردگارت می‌خواست وقتی که آن‌ها بالغ شدند، آن گنج را از زیر دیوار خارج کنند. این لطفی از جانب پروردگارت بود و من این کار را از پیش خود نکردم.

این آیه، پرده از راز یکی از سه مأموریتی بر می‌دارد که موسی به همراه خضر علیهمالسلام و به رهبری او انجام دادند. آن‌ها در این مأموریت، دیوار در حال تخریبی را بازسازی کردند(1) و وقتی موسی علیه‌السلام از سرّ این کار سوال کرد؛ خضر علیه‌السلام پاسخ داد: گنجی در زیر این دیوار نهفته که متعلق به دو بچه یتیم است. خدا اراده کرد تا زمانی که این‌ها بزرگ می‌شوند و آن را استخراج می‌کنند گنجشان محفوظ بماند. چون پدر آن‌ها مرد صالحی بود ما مأمور شدیم دیوار را بازسازی کنیم تا مبادا گنج ظاهر شود و اموال این یتیم‌ها به خطر افتد.(2)

نکته عجیب در این داستانچون پدر این دو بچه یتیم، انسان صالحی بود خدا دو پیامبر را مأمور می‌کند تا از اموال فرزندان او محافظت کنند.

نکته عجیب‌تر اینکهامام صادق علیه‌السلام فرمود: « انه کان بینهما و بین ذلک الأب الصالح سبعة آباء»(3) آن مرد صالح، جد هفتم این دو یتیم بود.

نتیجه اینکهکسی چند صد سال قبل می‌زیسته؛ چون انسان صالح و متدینی بوده است خداوند متعال به دو پیامبر خود که یکی از آن‌ها نیز اولوالعزم است مأموریت می‌دهد تا از اموال دو یتیم در نسل او مراقبت کنند و این امر بسیار شگفت انگیز است.

خسران و خسارت در کسب و کارهایی صورت می‌گیرد که به منظور سود انجام می‌شود و وقتی خسران تحقق می‌یابد که کاسب به غرضی که از تلاش خود داشته، نرسد؛ بلکه مقداری از سرمایه هم نابود شود و یا حداقل منفعتی عاید او نگردد در نتیجه سعیش بی‌نتیجه شود. و این همان است که آیه شریفه آن را «ضلال سعی» خوانده است.(5)



ادامه مطلب

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 11:28 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]
سلام به تمام دوستانی که به وب خودشون سر می زنند از اینکه نمی توانم به وب های قشنگتان سر بزنم عذر خواهی میکنم چون فعلا دسترسی به اینترنت ندارم این پست را از طریق موبایل نوشتم سال پر از خیر شادی برایتان آرزومندم


[ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 01:50 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء 15 قرآن کریم



1- ثمره بدیها و خوبی ها، فقط و فقط دامنگیر خودمان می شود

2- دوام وضعیت فعلی بسته به عملکرد شماست

3-پاسخ خدا به کسی که دنیا می خواهد و کسی که به دنبال آخرت است

4-چه کسانی برادران شیطانند؟

5-چرا برخی نمی توانند گناه را ترک کنند؟

6-قرآن با دو تاثیر متضاد


1-ثمره بدیها و خوبی ها، فقط و فقط دامنگیر خودمان می شود

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكمُ‏ْ  وَ إِنْ أَسَأْتمُ‏ْ (7- اسراء)

اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‏اید و اگر بدى هم كنید، باز به خود بد كرده‏اید.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: «لام» در«لانفسكم» و نیز در «فلها»، لام اختصاص است یعنى: خوبی و بدی شما مختص به خود شما است، بدون اینكه چیزی از آن به دیگران بچسبد، و این خود قانون در حال اجرای خداست كه اثر و تبعات عمل هر كسى را- چه خوب و چه بد- به خود او برمى‏گرداند.(1) و این همان معنایی است که در قرآن به دفعات و با تعابیر گوناگون آمده است که «اثر هر عمل- چه خوب و چه بد- به صاحبش برمى‏گردد»



ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

[ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء 14 قرآن

تنها گروهی که از رحمت خدا ناامیدند!


1- منابع اصلی هر چیز نزد خداست

2- کسانی که شیطان کاری با آن‌ها ندارد و کسانی که زیر سلطه اویند

3- تنها گروهی که از رحمت پروردگار نا امیدند

4- اگر خدا نمی‌خواست ما این کار را نمی‌کردیم!!

5- دلیل قرآنی تقیه‌ای که عقل انسان به آن حکم می‌کند


1-منابع اصلی هر چیز نزد خداست

وَ إِن مِّن شیَ‌ْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزَِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ(21- حجر)

هیچ چیز در جهان وجود ندارد، مگر آنکه منابع آن نزد ماست‌ و ما آن را جز به اندازه معین نازل نمی‌کنیم.

بنا بر این آیه چنان نیست که قدرت خداوند محدود باشد، بلکه منبع و مخزن و سرچشمه همه چیز نزد اوست، و او توانایی بر ایجاد هر مقدار در هر زمان را دارد، ولی همه چیز این عالم حساب دارد و ارزاق و روزی‌ها نیز به مقدار حساب شده‌ای از طرف خدا نازل می‌گردد.(1)

 

یک داستان جالب و درس آموز

روزی معاویه لعنة الله علیه در توجیه ظلم و زراندوزی خود و ساکت کردن اعتراض‌های مردمی دست به تحریف معنوی قرآن زد و گفت: مردم! مگر شما حقانیت کتاب خدا را قبول ندارید؟ گفتند: بله قبول داریم. گفت: پس این آیه را در آن بخوانید که فرمود وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. بعد ادامه داد: مگر شما حق بودن این آیه را قبول ندارید؟ گفتند: بله قبول داریم. گفت: پس چرا به دارایی من معترضید؟

منظور معاویه از این حرف این بود که بر اساس این آیه خدا به شما آن مقدار داده و به من هم این قدر عنایت کرده است؛ شما که مسلمانید و قرآن را قبول دارید پس چرا به زر اندوزی و ثروت من اعتراض می‌کنید و از فقر خود گله مندید؟

همه چیز این عالم حساب دارد و ارزاق و روزی‌ها نیز به مقدار حساب شده‌ای از طرف خدا نازل می‌گردد

این حیله و تفسیر به رای معاویه کارگر افتاد و مردم ساکت شدند. او سرخوش از این نیرنگ کارساز خود بود که ناگهان «احنف» از بین جمعیت قد علم کرد و گفت: معاویه! ما آیه را قبول داریم و در آن سخنی نیست. دعوای ما با تو هم بر سر خزائن الهی و مقدار نزول بر خلایق نیست؛ اعتراض ما به تو برای آن دسته ارزاقی است که خدا از خزانه غیبش برای ما نازل کرد و تو ظالمانه آن‌ها را غصب کرده و در انبارهایت ذخیره کردی.

در برابر این سخن اعتراض آمیز و کوبنده احنف، معاویه که دیگر حرفی برای گفتن نداشت؛ ساکت شد.(2) 

ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء سیزدهم قرآن کریم

اکثر مومنین؛ مشرکند! 

اکثر ایمانها، آلوده به شرک است

وَ مَا یُؤْمِنُ أَكْثرَُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُم مُّشْرِكُونَ(106- یوسف علیه السلام) اکثر آنها كه ایمان مى‏آورند، ایمانشان آمیخته با شرك است و مشرک هستند.

مراد از این شرک آن شرک آشکار بت پرستان نیست؛ زیرا هیچ مومنی اهل پرستش بت نیست و بر آن سجده نمی کند؛ بلکه منظور، شرک پنهان است(1) که امام هادی علیه السلام در توصیف آن فرمود: الْإِشْرَاكُ فِی النَّاسِ أَخْفَى مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الْمِسْحِ الْأَسْوَدِ فِی اللَّیْلَةِ الْمُظْلِمَة(2)؛ نفوذ شرك در ضمیر مردم، پنهان‏تر از آنست كه مورچه سیاهى در شب تیره و تار بر روى گلیم سیاهى راه برود. وقتى انسان در آن شرائط متوجه راه رفتن مورچه نشود قطعا از این شركی كه پنهان‏تر از آنست هم آگاه نخواهد شد.شرک آن است که انسان در اداره امور عالم به منشا اثری غیر از خداوند متعال عقیده پیدا کند و او را شریک خدا قرار دهد.(3) امام صادق علیه السلام در توضیح این آیه فرمود: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَیْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ(4)؛  شرک در این آیه شرک در طاعت است؛ نه شرک در عبادت.(5)

 

دو روایت مهم در توضیح این مطلب

1. امام باقر علیه السلام فرمود: گناهانی که مومنین مرتکب می شوند همان شرک طاعت است زیرا با آن کارها، در حقیقت شیطان را اطاعت کرده اند پس در زمینه اطاعت، برای خدا شریک قائل شده اند.(6) در نتیجه می توان گفت که هر گناهی ریشه در شرک به خدا دارد. و این حکم به شرک در صورتیست که فرد متوجه نباشد که کار او تبعیت از شیطان است(7)؛ زیرا اگر این اطاعت را با آگاهی و از روی عمد انجام دهد کار او از مرحله شرک گذشته و به کفر می رسد.(8)

شرک آن است که انسان در اداره امور عالم به منشا اثری غیر از خداوند متعال عقیده پیدا کند و او را شریک خدا قرار دهد.(3) امام صادق علیه السلام در توضیح این یه فرمود: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَیْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ(4)؛ شرک در این یه شرک در طاعت است؛ نه شرک در عبادت

2. مالک بن عطیه می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم منظور از شرک اکثریت مومنین که در آیه آمده است چیست؟ امام فرمودند: مقصود مثل این حرفهایی است که گاهی انسان می گوید «اگر فلانى نبود من نابود می شدم»، «اگر فلان كس نبود من به فلان ناراحتى مبتلا مى‏شدم»، «اگر فلانى نبود خاندان من، اهل و عیالم از بین می رفتند». او با این اندیشه اشخاص را موثر در زندگى خود مى‏بیند و براى خدا در رازقیت و در تاثیر شریك قرار می دهد. عرض كردم: این چنین بگوید چطور؟ «اگر خداوند به وسیله فلانى بر من لطف و منت نمی گذاشت من نابود مى‏شدم» آیا باز هم اشكالى دارد؟ حضرت فرمود: اگر این گونه بگوید مانعى ندارد.(9) چون در این بینش خداوند متعال را مؤثر، مسبب، وسیله‏ ساز و دیگرى را وسیله می داند.



ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ سه شنبه 2 اسفند 1390 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء دوازدهم قرآن

آیا ادیسون به یهشت می رود؟!

 

 

کسانی که خداوند در همین دنیا با آن‌ها تسویه حساب می‌کند

مَن کاَنَ یُرِیدُ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتهََا نُوَفّ‌ِ إِلَیهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَ هُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ * أُوْلَئکَ الَّذِینَ لَیْسَ لهَُمْ فیِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ  وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(15-16/ هود علیه‌السلام)

آیه شریفه در صدد بیان این مطلب است که عمل آدمی، تنها آن نتیجه‌ای را پی خواهد داشت که او قصد کرده است؛ که اگر منظورش نتیجه‌ دنیوی باشد نتیجه دنیوی هم نصیبش می‌شود؛ مثلاً وضع مالی‌اش بهتر می‌شود، مشهور می‌شود، به نام و نانی می‌رسد و مانند آن. البته این در صورتی است که سایر عوامل لازم هم کمک بکنند.

آیا ادیسون در اثر این خدمت بزرگی کرده است به بهشت می‌رود؟ جواب این سوال از همین آیه شریفه روشن می‌شود که اگر این خدمت را برای رضای خدا انجام داده باشد؛ بله از جزای اخروی بهره‌مند خواهد شد اما اگر برای شهرت و نام آوری این کار را کرده باشد با شهرتی که خداوند برای او در دنیا فراهم کرد در حقیقت او را به مقصودش رساند و او دیگر بابت این عملش، بهره‌ای از بهشت نخواهد داشت

نکته مهم این است که چنین عملی، فواید اخروی برای صاحبش نخواهد داشت؛ زیرا او که قصد آن نتایج را نداشته تا نصیبش شود و صرف اینکه عملی صلاحیت دارد که در طریق آخرت واقع شود، برای رستگاری و رسیدن به نعمت‌های اخروی کافی نیست.(1)

از این آیه پاسخ این سوال مشهور و مانند آن هم روشن می‌شود که می‌پرسند: آیا ادیسون در اثر این خدمت بزرگی کرده است به بهشت می‌رود؟ جواب این سوال از همین آیه شریفه روشن می‌شود که اگر این خدمت را برای رضای خدا انجام داده باشد؛ بله از جزای اخروی بهره‌مند خواهد شد اما اگر برای شهرت و نام آوری این کار را کرده باشد با شهرتی که خداوند برای او در دنیا فراهم کرد در حقیقت او را به مقصودش رساند و او دیگر بابت این عملش، بهره‌ای از بهشت نخواهد داشت.

هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، « بقیة‌الله» محسوب می‌شود. بنابراین تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ و نیز تمام رهبران راستین که پس از مبارزه با یک دشمن سر سخت برای یک قوم و ملت باقی می‌مانند از این نظر بقیة‌الله اند

بقیة الله به چه معناست؟

بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیرٌْ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (86- هود علیه السلام)

ترجمه آیه این است: آن سودی که پس از رعایت احکام خدا برای شما باقی می‌ماند (دنیوی و اخروی)؛ برای شما بهتر است به شرط آنکه به خدا و دستورش ایمان داشته باشید؛ زیرا این واقعیت را تنها کسانی درک می‌کنند که به خدا و حکمت او و فلسفه فرمان‌هایش ایمان داشته باشند.

درست است که آیه مورد بحث درباره قوم شعیب علیه‌السلام است و منظور از «بَقِیَّتُ اللَّه»، سود و سرمایه حلال و یا پاداش الهی است، ولی هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، « بقیة‌الله» محسوب می‌شود. بنابراین تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ و نیز تمام رهبران راستین که پس از مبارزه با یک دشمن سر سخت برای یک قوم و ملت باقی می‌مانند از این نظر بقیة‌الله اند.

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است: « نخستین سخنی که مهدی علیه‌السلام پس از قیام خود می‌گوید این آیه است"بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ"سپس می‌گوید منم بقیة‌الله و حجت و خلیفه او در میان شما، سپس هیچ‌کس بر او سلام نمی‌کند مگر اینکه می‌گوید: السلام علیک یا بقیة‌الله فی ارضه‌»

چون مهدی موعود علیه‌السلام، آخرین پیشوا و بزرگ‌ترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آ له است بی شک یکی از روشن‌ترین مصادیق «بقیة‌الله» خواهد بود بلکه از همه به این لقب شایسته‌تر است، به خصوص که تنها باقی‌مانده بعد از پیامبران و امامان، آن حضرت است.(2)

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است: « نخستین سخنی که مهدی علیه‌السلام پس از قیام خود می‌گوید این آیه است" بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ" سپس می‌گوید منم بقیة‌الله و حجت و خلیفه او در میان شما، سپس هیچ‌کس بر او سلام نمی‌کند مگر اینکه می‌گوید: السلام علیک یا بقیة‌الله فی ارضه‌ »(3


ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء یازدهم قرآن کریم


در یازدهمین بخش از سلسله بحث‌های تفسیری «معارفی از قرآن» که با هدف انس معنوی و معنایی بیشتر با قرآن کریم تدوین می‌شود به یازدهمین جزء از این کتاب نور و هدایت می‌پردازیم به امید آنکه دل به نور معارفش روشن کنیم و رهنمودهایش را در زندگی به کار بریم.


انفاق، غرامت نیست موجب قربت و نزدیکی به خداست

وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ مَغْرَمًا ...(98) وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَ صَلَوَاتِ الرَّسُولِ  أَلَا إِنهََّا قُرْبَةٌ لَّهُمْ  سَیُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فیِ رَحْمَتِهِ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(99)

ابتدا به گروهی از عرب‌های بادیه‌نشین اشاره می‌کند که بر اثر نفاق یا ضعف ایمان هنگامی که چیزی را در راه خدا انفاق کنند، آن را ضرر و زیان و غرامت محسوب می‌کنند؛ نه یک موفقیت و پیروزی و یا یک تجارت پر سود.

سپس به گروه دوم یعنی مؤمنان با اخلاص بادیه‌نشین اشاره کرده می‌گوید: گروهی از این عرب‌های بادیه‌نشین کسانی هستند که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند؛ به همین دلیل هیچ‌گاه انفاق در راه خدا را غرامت و زیان نمی‌دانند، بلکه با توجه به پاداش‌های وسیع الهی در این جهان و سرای دیگر، این کار را وسیله نزدیکی به خدا و مایه توجه و دعای پیامبر صلی الله علیه و آله که افتخار و برکت بزرگی است می‌دانند.

آنگاه خداوند این طرز فکر را با تاکید فراوان تصدیق می‌کند و می‌فرمایدآگاه باشید که این انفاق‌ها به طور قطع مایه تقرب آن‌ها به پیشگاه خداوند است بر این اساس به زودی خدا آنان را داخل رحمت ویژه خود کرده و اگر لغزش‌هایی هم از آنان سرزده باشد به خاطر ایمان و اعمال پاکشان آن‌ها را می‌بخشد؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.(1)

 

با پرداخت واجبات مالی جان خود را پاک و نورانی کنید

خُذْ مِنْ أَمْوَالهِِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِم بهَِا وَ صَلّ‌ِ عَلَیْهِمْ  إِنَّ صَلَوتَکَ سَکَنٌ لهَُّمْ  وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(103- توبه)

این آیه که در مورد پرداخت زکات مال است(2) به پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان ولی امر مسلمین دستور می‌دهد تا زکات اموال مسلمانان را گرفته و بعد از دریافت برای آن‌ها دعا کند. این آیه در ماه رمضان سال دوّم هجری در مدینه نازل شد و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود ندا دهند که خداوند، زکات را نیز همچون نماز واجب ساخت. پس از یک سال نیز فرمان داد که مسلمانان زکاتشان را بپردازند.(3)

پرداخت وجوهات شرعی مانند زکات و خمس و به طور کلی، انجام وظایف دینی، عامل پاکی روح و موجب رشد فضایل اخلاقی در فرد و جامعه خواهد بود

مفسرین در فاعل « تُطَهِّرُهُمْ » اختلاف دارند که پاک کننده کیست یا چیست؟ خلاصه نظر آیت الله جوادی آملی این است که: « تُطَهِّرُهُمْ » جمله وصفیه است برای صدقه؛ یعنی صدقه‌ای که پاک می‌کند آن‌ها را و این اختصاصی به زکات واجب ندارد بلکه تمام عبادات این‌گونه اند که باعث تطهیر و تزکیه فاعل آن می‌شوند.(4)

بر این اساس، پرداخت وجوهات شرعی مانند زکات و خمس و به طور کلی، انجام وظایف دینی، عامل پاکی روح و موجب رشد فضایل اخلاقی در فرد و جامعه خواهد بود


ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء 10قرآن کریم

آیه ای که خمس را واجب کرد!


نوشته حاضر دهمین بخش از سلسله مقالات معارفی از قرآن است که به در هر قسمت به گوشه‌ای از معارف یک جزء قرآن کریم می‌پردازد. در این قسمت به خدمت جزء دهم رفته و از محضرش معارفی را کسب می‌کنیم باشد تا این قدم‌های کوچک وسیله‌ای باشد برای انس معنوی بیشتر با کلام خداوند متعال.


آیه‌ای که خمس را واجب کرد

وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیَ‌ْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیَ‌ وَ الْیَتَامَی‌ وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیل (41- انفال)

اولین آیه جزء دهم آیه‌ای است که وجوب پرداخت خمس را این‌گونه اعلام می‌کند: بدانید هر غنیمتی که نصیب شما می‌شود یک پنجم آن، از آن خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و ذی القربی (امامان اهل بیت علیهم السلام) و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از خاندان پیامبر خدا پیامبر صلی الله علیه و آله) می‌باشد.

اینکه مفسران شیعه ذی القربی را منحصر در امامان معصوم علیهم السلام و سه گروه آخر را مختص بنی هاشم و سادات می‌دانند بر اساس روایات معتبری است که اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است.(1) چرا که بر اساس حدیث ثقلین که منبع اسلام را قرآن و اهل بیت علیهم السلام معرفی می‌کند؛ اسلام منحصر در قرآن نیست بلکه حکم و سخنی را می‌توان به اسلام استناد داد که برآیند قرآن و عترت باشد.  

لازم به ذکر است که اهل سنت برخلاف ظاهر آیه(2) که غنیمت را به صورت مطلق آورده است، خمس را مختص به غنائم جنگی می‌دانند که برای اطلاع بیشتر از این بحث می‌توان به بحث‌های مطرح شده ذیل این آیه و نیز کتاب‌های فقهی مراجعه کرد.

در ابتدا خدا نعمت‌های مادی و معنوی خویش را به تمام ملت‌ها عطا می‌کند؛ چنانچه آن‌ها نعمت‌های الهی را وسیله‌ای برای تکامل خویش ساختند و از آن در مسیر حق مدد گرفتند و شکر آن را که همان استفاده صحیح است بجا آوردند؛ نعمتش را پایدار بلکه افزون می‌سازد؛ اما هنگامی که این مواهب وسیله‌ای برای طغیان و سرکشی و ظلم و تبعیض و ناسپاسی و غرور و آلودگی گردد در این هنگام نعمت‌ها را می‌گیرد و یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت می‌کند؛ بنابراین دگرگونی نعمت‌ها همواره از ناحیه ماست و گرنه مواهب الهی از بین رفتنی نیستند .

سرنوشت انسان به دست و اختیار خودش رقم می‌خورد

أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیرًِّا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلیَ‌ قَوْمٍ حَتیَ‌ یُغَیرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ  وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(53- انفال)

نعمتی را که خداوند به جامعه و ملتی عطا می‌کند کم یا نابود نمی‌کند مگر آنکه خود قدرش ندانند و آن را از دست بدهند.

به تعبیر دیگر فیض خدا بیکران و همگانی است ولی به تناسب شایستگی‌ها و لیاقت‌ها به مردم می‌رسددر ابتدا خدانعمت‌های مادی و معنوی خویش را به تمام ملت‌ها عطا می‌کند؛ چنانچه آن‌ها نعمت‌های الهی را وسیله‌ای برای تکامل خویش ساختند و از آن در مسیر حق مدد گرفتند و شکر آن را که همان استفاده صحیح است بجا آوردند؛ نعمتش را پایدار بلکه افزون می‌سازد؛ اما هنگامی که این مواهب وسیله‌ای برای طغیان و سرکشی و ظلم و تبعیض و ناسپاسی و غرور و آلودگی گردد در این هنگام نعمت‌ها را می‌گیرد و یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت می‌کند؛ بنابراین دگرگونی نعمت‌ها همواره از ناحیه ماست و گرنه مواهب الهی از بین رفتنی نیستند.(3)

که منبع اسلام را قرآن و اهل بیت علیهم السلام معرفی می‌کند؛ اسلام منحصر در قرآن نیست بلکه حکم و سخنی را می‌توان به اسلام استناد داد که برآیند قرآن و عترت باشد 

ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 03:28 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

امام مهدى(علیه السلام) مى فرماید: (الْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا(


حق با ما اهل بیت است و كناره گیرى عده اى از ما هرگز سبب وحشت مان نمى شود; چرا كه ما دست پرورده هاى پروردگاریم، و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما هستند




طبقه بندی: امام زمان(عج)، 
[ چهارشنبه 5 بهمن 1390 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء نهم قرآن کریم


1- ایمان و عمل ما درست شود، برکات هم نازل می‌شود

2- سه ویژگی که متکبران دارند

3- بشارتی که قرآن به گنه‌کاران پشیمان می‌دهد

4- کسی که در قرآن تشبیه به سگ شد

5- وقتی آژیر شیطان را شنیدید به پناهگاه خدا بروید

6- این گروه حقاً که مؤمن اند

7- دین، مایه حیات انسان و جوامع بشری است

8-  تقوا پیشه کنید تا در کارهایتان در نمانید

9- تا زمانی از عذاب الهی در امانیم که استغفار در بینمان رواج داشته باشد

10- سرپرستی بیت الله الحرام فقط با پرهیزگاران است

 


 

 

 

ایمان و عمل ما درست شود، برکات هم نازل می‌شود

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِْم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ (96- اعراف)

در این آیه خداوند متعال به صراحت وعده می‌دهد که اگر باورهای مردم باورهای توحیدی شود و از شرک و خرافه پاک گردد و در عمل هم به آنچه خدا گفته است به قدر میسور عمل کنند درهای رحمت و برکت الهی از آسمان و زمین به روی مردم گشوده می‌شود.

از اهل القری؛ مردم یک منطقه به دست می‌آید که ملاک نزول برکات، ایمان و عمل اکثری مردم است پس اگر بیشتر مردم دین باور و دین دار بودند وعده حق عملی خواهد شد و بی مبالاتی تعدادی از مردم، تأثیری در عملی شدن آن وعده نخواهد داشت اما اگر برعکس شد درهای رحمت نیز بسته می‌شوند و دین داری عده‌ای هم نمی‌تواند آن‌ها را باز کند.(1)

 

سه ویژگی که متکبران دارند

سَأَصْرِفُ عَنْ ءَایَاتیِ‌َ الَّذِینَ یَتَکَبرَُّونَ فیِ الْأَرْضِ بِغَیرِْ الْحَقّ‌ِ وَ إِن یَرَوْاْ کُلَّ ءَایَةٍ لَّا یُؤْمِنُواْ بهَِا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الْغَیّ‌ِ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا  (146- اعراف)

طبق این آیه متکبرانی که مانند ابلیس(2) از دین و دستور خداوند متعال روی برمی گردانند کسانی‌اند که دارای این سه ویژگی‌اند:

1. آن‌ها اگر تمام آیات و نشانه‌های الهی را ببینند، ایمان نمی‌آورند.

2. اگر راه راست و طریق درست را مشاهده کنند، انتخاب نخواهند کرد.

3. اگر راه منحرف و نادرست را ببینند، راه خود انتخاب می‌کنند.(3)

«فَانسَلَخَ مِنْهَا؛ او از پوست به در آمد» این عبارت کنایه از این است که او علم و داده‌های الهی را گرفت اما آن‌ها را به درونش نفوذ نداد و به جانش پیوند نزد تا بشود عقیده؛ بلکه در حد پوست و پوستین در بر خود نگه داشت تا اینکه بالاخره در آزمون‌های الهی این پوستین را انداخت و ماهیت واقعی خود را آشکار کرد


ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]

معارفی از جزء هشتم قرآن کریم


در هشتمین قسمت از سلسله بحثهای تفسیری که برای انس معنایی با قرآن کریم تدوین می شود این بار جزء هشتم قرآن را گشوده و به فرازهایی از آیات آن می پردازیم تا ضمن بیان نکاتی در هر فراز، جان را به نور کلام حق منور کنیم.


1- گر طالب هدایتی از اکثریت پیروی نکن

2- از ترس نداری، فرزندان خود را سقط نکنید!

3- ایمان لازم است؛ اما کافی نیست

4- بیچاره کسی که یکی هایش بر دهتایی هایش بچربد

5- امتیازات اجتماعی برای آزمون و امتحان است

6- هدف شیطان بی آبرو کردن بشر است

7- در آداب دعا «نعره زدن» نیست

8- در هر کاری که هستید، برای مردم کم نگذارید

 

گر طالب هدایتی از اکثریت پیروی نکن

وَ إِن تُطِعْ أَكْثرََ مَن فىِ الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ  إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یخَْرُصُونَ(116- انعام)

در این آیه خداوند به پیامبرش به عنوان مخاطب خاص و به همه مردم به عنوان مخاطب عام هشدار می دهد که اگر به دنبال اکثریت بیفتند از مسیر هدایت و بندگی خدا خارج شده و گمراه می شوند. آنگاه علت را هم اینگونه بیان می کند که اکثر مردم بر اساس علم و حقیقت عمل نکرده و سخن نمی گویند ملاک کار بیشتر مردم بر حدس و گمان استوار است در حالی که یافتن جاده سعادت و حرکت در آن نیاز به علم حقیقی دارد که آن در مکتب وحی و عقل سلیم (عقل و نقل) یافت می شود و بس.(1)

 

از ترس نداری، فرزندان خود را سقط نکنید!

وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ  نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیَّاهُمْ (151- انعام)

پیام آیه روشن است خداوند متعال در این آیه کسانی را که از ترس فقر و نداری به فکر کشتن فرزندان خود می افتند را مخاطب قرار داده و آنها را از این کار نهی کرده است و چون هر انحراف عملی ریشه در انحراف فکری دارد از این رو سخنی گفته تا اندیشه آنها را اصلاح کند. فرموده است: شما که نگران رزق و روزیتان هستید بدانید که رزق تمام مخلوقات به دست ماست. ما هستیم که شما و فرزندانتان را روزی می دهیم پس دیگر نگران چه هستید؟

شاید به ذهن بیاید که این آیه امروز، مخاطبی ندارد؛ زیرا در دنیای علم و تمدن بشری دیگر کسی پیدا نمی شود که بخواهد فرزند خود را آن هم برای نان و آبی به قتل برساند؛ اما این سخن با واقعیت جامعه در تضاد است و هشدار قرآن همچنان مخاطبان فراوانی دارد. کم نیستند کسانی که از ترس خرج و مخارج آینده تصمیم به سقط کودکان بی گناهی می گیرند(2) که هنوز چشم به جهان نگشوده اند، قلب کوچکشان در عشق به زندگی در حال طپیدن است. آیا این عده که متاسفانه عده شان کم هم نیست مخاطب آیه نیستند؟

از امام سجاد علیه السلام نقل شده است که حضرت مرتب می فرمود: «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ»(7)؛ وای بر کسی که جمع کیفرهای تک تک او از ده تا ده تا ثوابی که به او می دهند بیشتر شود

ادامه مطلب را بخوان تا روشن بشی

طبقه بندی: معارفی از سی جزء قرآن کریم، 
[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ


لینک های مفید
<بلاگ">ایران اسکین
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب