چرا به شناخت اهل بیت(علیهم السّلام) نیازمندیم؟

  بدون شناخت اهل بیت(ع) امکان برقراری یک ارتباط صحیح بین ما و آنها وجود ندارد و بدون برقراری یک ارتباط صحیح هرگز نمی توان راه راست و طریق خوشبختی را که باید مبتنی بر تخصص باشد،پیمود. امکان ندارد که کسی اهل بیت(ع) را به طور صحیح بشناسد و برای خود رهبر و الگوی دیگری انتخاب کند.اگر می بینیم انسانهای زیادی در اطراف ما هنوز موفق به برقراری یک ارتباط زنده با اهلبیت(ع) نشده اند،به علت آن است که شناخت صحیحی از اهل بیت(ع) و فرهنگشان ندارند.حضرت رضا(ع) می فرمایند:”إنَّ النَّاسَ لَو عَلِموُا محَاسِنَ کَلامِنا لَاتّبَعُونَا:اگر مردم حُسن کلام ما را بدانند حتماً از ما تبعیت می کنند”.۱ و به همین علت در پیدا کردن الگو و روش زندگی،دچار بحران و آشفتگی زیادی هستند و دائماً بین شخصیت های مختلف،با عناوین مختلف که همگی آنها نسبت به انسان و ابعاد وجودی اش جاهل هستند،در تردید می باشند.گاهی فلان نویسنده را الگو قرار می دهند و گاهی فلان ورزشکار را و گاهی فلان هنرپیشه را و گاهی فلان شخصیت خارجی را و گاهی فلان فیلسوف را و… و در نهایت وقتی به خود می آیند،می بینند که عمر عزیز و شریف خود را که باید در روز قیامت نسبت به لحظه لحظه اش پاسخگو باشند،در سراب رفت و آمد بین الگوهای قلابی و موقت تلف کرده اند؛بدون اینکه به چیزی قابل اعتنا و خوشبختی ماندگار و حقیقی رسیده باشند.در اینجاست که دچار غم کشنده و جانکاهی می شوند که شابد هیچگاه تمام نشود،چرا که بزرگترین و با ارزش ترین سرمایه ی زندگی یعنی عمر،جوانی و نشاط خود را به پای معشوق ها و الگوهای قلابی ریخته و هدر داده اند. بنابراین به شناخت معصومین نیاز داریم،چون ذاتاً به رهبر و الگوی معصوم نیازمندیم.شأن انسان به قدری بالا و با ارزش است که خداوند برای هدایت او به کمتر از معصوم راضی نیست و هر کس خود را به کمتر از معصوم بسپارد،در حق خود جفا و خیانت بزرگی کرده است و هر کس خود را به دیگر رهبر و الگویی غیر از معصوم نشان دهد،هم به خود و هم به او جفا و خیانت بزرگی کرده است. پس به شناخت معصوم نیاز داریم،چون کمتر از آن،لایق ما نیست.به شناخت معصوم نیاز داریم،چون نمی خواهیم و نباید عمر خود را تلف کنیم و از سردرگمی و بحران بیزاریم.بنابراین مهمترین وظیفه ما قبل از هر چیز شناخت رهبران الهی و امامان هدایت و به خصوص امام زمان (عج) است که بدون پیوند با او وامانده و درمانده ی از راه او و گمشده و حیرانیم و بدون پیوند با او کارها و زحمات ما بی نتیجه و عقیم است.چنانکه در زیارت ایشان به محضرش چنین عرض می کنیم:”اَلسّلام عَلَیکَ یا سَبیلَ اللهِ الَّذی مَن سَلَکَ غَیرَهُ هَلَکَ:سلام بر تو ای راه خدا که هر کس غیر از آن را پیمود،هلاک شد”.۲ خداوند تبارک و تعالی برای اینکه انسان ها به زحمت و سختی نیفتند و راه سعادت را به راحتی و سلامت طی کنند،آنها را به پیروی از معصومین(ع) امر فرموده است،و نیز از اینکه به جای معصومین(ع) که تنها رهبران متخصص در امر هدایت تا بی نهایت هستند،کسان دیگری را که هیچگاه تخصص و تسلطی نسبت به راه بسیار با عظمت انسانیت ندارند،انتخاب کنند،بر حذر داشته و می فرمایند:”… اِتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ:از خدا بترسید و با راستگویان باشید”.۳ از حضرت باقر(ع) درباره این آیه سؤال کردند.فرمودند:”مقصود ما هستیم”.۴ ذکر عبارت “از خدا بترسید” قبل از دستور به همراهی با راستگویان از معنای خاصی برخوردار است.این عبارت تهدیدی از خداوند است در مورد اینکه اگر مردم از همراهی و سپردن خود به امامان حق و الهی سرباز زنند،از مسیر حقیقی سعادت منحرف و به فساد و تباهی کشیده شده،در نهایت به عذاب دچار می شوند. عذابی که خود برای خود فراهم کرده اند یعنی عذاب نرسیدن به کمالات لایق وجودی و محروم کردن خود از آنچه مورد نیاز است و برای خوشبختی ضروری و لازم است.امام باقر(ع) می فرمایند:”قالَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی:لَاُعَذّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الاِسلام دانَت بوِلایَةِ کُلّ اَمام جائِر لَیسَ مِنَ اللهِ وَ اِن کانَتِ الرَعِیَّةُ فی اَعمالها بَرَّةً تَقِیَّةً وَ لَاَعفُوَنَّ عَن کُلِّ رَعِیَّةٍ فِی الاِسلام دانَت بولایَةِ کّلِّ اِِمام عادِلٍ مِنَ اللهِ وَاِن کانَتِ الرَعِیَّةُ فی اَنفُسِها ظالَمةً مُسیئةً:خدای تبارک و تعالی فرموده است:هر آینه عذاب می کنم هر رعیتی را که در اسلام با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست،دینداری کند،اگر چه آن رعیت نسبت به اعمال خود نیکوکار و پرهیزگار باشد و هر آینه در می گذرم از هر رعیتی که در اسلام با پیروی از امام عادل از جانب خدا دینداری کند،اگر چه آن رعیت نسبت به خود ستمگر و بدکار باشد”.۵ با توضیح امام باقر(ع) معنای عبارت “بترسید از خدا” قبل از دستور به همراهی با امامان راستگو و کسب دستور از ایشان روشن تر شد.با این توضیحات معلوم شدکه مهم ترین چیز در تأمین سعادت دنیا و آخرت داشتن یک رهبر الهی متخصص و یک الگوی کامل و معصوم است،به طوری که اگر از این الگو محروم باشیم،هر قدر هم که تلاش کنیم تا کارهای خوب و خیر انجام دهیم،به نتیجه نمی رسیم،ولی با وجود الگوی معصوم حتماً به نتیجه می رسیم،اگر چه در کارهایمان اشتباهاتی هم وجود داشته باشد. قرآن کریم می فرماید:”وَ مَن اَضَلَّ مِمَّن اتَّبَعَ بغَیر هُدیً مِنَ اللهِ:و چه کسی گمراه تر از آنکه پیرو امیال نفسانی خود بوده و بدون راهنمای الهی باشد”.۶ پس انسانها یا تابع تخصص و علم و راهنمایی خداوند هستند که در این صورت هدایت یافته و خوشبخت خواهند بود،یا تابع هوای نفس و بدون بهره مندی از راهنمایی الهی هستند که در این صورت گمراه و بدبخت خواهند بود. امام کاظم(ع) درباره این آیه می فرمایند:”مَن اتَّخَذَ رَأیَةُ دینَهُ بِغَیر اِمَام مِن اَئِمَّةِ الهُدَی:گمراه تر از همه کسی است که بدون امام از ائمه راهنما،دین خود را با رأی و نظر خود بگیرد”.۷ امام باقر(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمودند:”هر که بخواهد مانند پیغمبران زندگی کند و مانند شهیدان بمیرد و در بهشتی که خدای رحمان آفریده،ساکن شود،باید از علی(ع) پیروی کند و با دوست او دوستی کند و به امامان پس از وی اقتداکند،زیرا ایشان عترت من هستند و از طینت من آفریده شده اند.خدایا فهم و علم مرا به ایشان روزی کن.وای بر کسانی از امّت من که مخالف ایشان باشند.خدایا شفاعت مرا به آنها مرسان”.۸ همچنین رسول خدا(ص) از قول خدای تبارک و تعالی می فرمایند:”حجت من بر اشقیای امّت تو کامل و تمام است؛همان هایی که ولایت علی(ع) را ترک گفته و با دشمنانش دوستی نموده،فضیلت او و اوصیای بعد از او را انکار کردند،زیرا فضیلت تو فضیلت ایشان است و اطاعت تو اطاعت ایشان و حق تو حق ایشان و نافرمانی تو نافرمانی ایشان.آنها امامان راهبر بعد از تو هستند،روح تو در کالبد ایشان است و روح تو همان است که از طرف پروردگارت در تو دمیده شده و ایشان عترت تو می باشند و از طینت و گوشت و خون تو سرشته شده اند.خدای عزّوجل سنت و روش تو و پیغمبران پیش از تو را در ایشان جاری داشته،ایشان پس از تو خزانه دار علم من هستند.اینها حقی است بر من.ایشان را برگزیدم و انتخاب کردم و پاک ساختم و پسندیدم.هر که ایشان رادوست دارد و از آنها پیروی کند و به فضیلت آنها معترف باشد،نجات یافته است.همانا جبرئیل(ع) نام ایشان و نام پدرانشان و دوستانشان و معترفین به فضیلت ایشان را برای من آورده است.۹ امام باقر(ع) از قول پیغمبر(ص) می فرمایند:”همانا نسیم رحمت و آسودگی و پیروزی و کمک و کامیابی و برکت و بزرگواری و آمرزش و ایمنی و توانگری و مژده و رضوان و تقرب و توانایی و امید و دوستی خدای عزّوجل،برای کسی است که علی(ع) را دوست بدارد و اطاعتش کند و از دشمنش بیزاری جوید و به فضیلت او و جانشینانش معترف باشد،بر من است که ایشان را در شفاعتم در آورم و بر پروردگار من است که شفاعت مرا نسبت به ایشان بپذیرد،زیرا آنها پیرو من هستند و هر که از من پیروی کند،از من است”.۱۰ “هَل یَستَوی الَّذینَ یَعلَمُونَ وَالَّذینَ لایَعلَمُونَ اِنَّما یَتَذَکَّرُ اُلُواالاَلبابِ:آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند.تنها خردمندان متذکر می شوند”.۱۱ امام باقر(ع) درباره این آیه شریفه فرمودند:”اِنَّما نَحنُ الَّذینَ یَعلَمُونَ وَ الَّذینَ لایَعلَمُونَ عَدُوُّنا و شیعَتُنا اُلُواالاَلبابِ :تنها ما هستیم-اهل بیت(ع)- کسانی که می دانند و آنها که نمی دانند دشمنان مایند و شیعیان ما خردمندانند”.۱۲ آری خردمند یعنی کسی که در هیچ کاری به غیر متخصص مراجعه نمی کند.شیعیان به این دلیل خردمند هستند که خود را به کمتر از معصوم(ع) نمی سپارند و کمتر از معصوم (ع) را به رهبری و الگو بودن نمی پذیرند.خردمند یعنی کسی که قدر خود و عمر و جوانی را می داند و حاضر نیست،موش آزمایشگاهی مدعیان علم و هدایت انسان باشد و خود را به کسانی بسپارد که بدون اینکه لیاقت و آگاهی داشته باشند،تحت فشار شهوت قدرت،ادعای رهبری جوامع انسانی را دارند. تاریخ خونین شیعه نشان می دهدکه در طول تاریخ،شیعیان هرگز ولایت طاغوت ها را پذیرا نبوده اند. پی نوشت ها ۱- وسائل الشیعه،ج ۲۷،ص ۹۲٫ ۲- مفاتیح الجنان،زیارت حضرت صاحب الامر(عج). ۳- سوره توبه،آیه ۱۱۹٫ ۴- اصول کافی،ج ۱،ص ۲۰۸٫ ۵- اصول کافی،ج ۱،ص ۳۷۶٫ ۶- سوره قصص،آیه ۵۰ . ۷- اصول کافی،ج ۱،ص ۳۷۴٫ ۸- همان،ج ۱،ص ۲۰۸ . ۹- همان. ۱۰- اصول کافی،ج ۱،ص ۳۰۰ . ۱۱- سوره زمر،آیه ۹٫ ۱۲- اصول کافی،ج ۱،ص ۲۱۲ . منبع : عزادار حقیقی – مراتب پنج گانه سیر وسلوک عزادار- محمّد شجاعی .