تبلیغات
سفتجان

سفتجان
نویسندگان
لینک های مفید
<
 هستی برای بشر آفریده شده است. نصفش را من می‌خوانم و نصفش را شما بخوانید. ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارند... هستی برای ما است. قرآن دائم می‌گوید: «خَلَقَ لَكُمْ» (بقره/29) «سَخَّرَ لَكُمُ» (ابراهیم/32) «مَتاعاً لَكُم‏» (مائده/96) «لَكُم، لَكُم» در قرآن زیاد است. یعنی هستی برای شماست. خوب اگر هستی برای ما است، اگر بشر هدایت نشود هستی را هدر می‌دهد. مثل اینكه بگوییم: مدرسه، آموزش و پرورش برای بچه‌هاست، خوب اگر این بچه‌ها معلم و مدیر نداشته باشند، تمام زمین ورزش و آب و برق و گاز و نمی‌دانم آزمایشگاه و نمی‌دانم كتابخانه و همه‌ی اینها هدر می‌رود. چون همه اینها آماده شده كه این بچه رشد كند. اگر مربی و راهنمایی نداشته باشد، رشد نمی‌كند. 
1- نیاز بشر به وحی، در عصر حاضر
هر روز هم نیاز انسان به وحی بیشتر می‌شود. یعنی الآن نیاز بشر به وحی از دوران جاهلیت و عرب‌های وحشی قدیم بیشتر است. گناه عرب‌های وحشی قدیم چه بوده است؟ 1- بت پرست بودند. خوب الآن چه؟ الآن انواع پرستش‌ها هست. شهوت پرست، پول پرست، مقام پرست، مگر پرستش غیر خدا الآن نیست. دخترشان را در گور می‌كردند. الآن با سقط جنین دختر و پسر را با هم در گور می‌كنند. در گور نمی‌كنند در چاه مستراح می‌اندازند. همدیگر را می‌كشتند الآن بمباران نیست. تجاوز بود، الآن تجاوز نیست. آیا تجاوز به مال كم شده، تجاوز به آبرو كم شده، تجاوز به جان كم شده، چه جنایتی قدیم بوده كه بگوییم این جنایت الآن كم شده است؟ اگر بنا بود علم بشر را نجات بدهد... چه كسی جرأت می‌كند تابلو بنویسد دست بگیرد. یك پلاكارت بگوید: هر كشوری دانشگاهش بیشتر است آمار فسادش كمتر است. هیچ استاد دانشگاهی جرأت می‌كند یك چنین حرفی بزند؟ بگوید: من شهادت می‌دهم هر كشوری دانشگاهش بیشتر است آمار جرمش كمتر است. 
علم نجات نمی‌دهد. صنعت هم نجات نمی‌دهد. تشكل‌های سیاسی هم جواب نمی‌دهد. غیر متعهدها، نمی‌دانم سران عرب، سران چه و سران چه و سران چه... جلسات میزگردی هم جواب نمی‌دهد. اگر می‌خواهید ببینید انسان چقدر سقوط كرده است، واقعاً خیلی آدم آتش می‌گیرد. صدام را گرفته بودند قاضی شك داشت كه ایشان مجرم هست، یا مجرم نیست. چند ماه دادگاه صدام طول كشید. حضرت عباسی دنیای حقوق نباید خجالت بكشد كه هنوز در جرم صدام دنیا شك دارد. بنابراین گاهی‌وقت‌ها نگاه ما به یك مترو و یك فرودگاه و موبایل و اینترنت و ماهواره و اینها می‌افتد ما فكر می‌كنیم كه انسان رشد كرده است. بنده هنوز نشانه‌ای از رشد بشر ندیدم. اگر شما دیدید به من بگویید. بگویید یكی از فسادها و جنایت‌های قدیم الان كم شده است. شرابش، زنا، سرقتش، آدم‌كشی‌اش، توطئه‌اش، ظلم به ضعیفش، چه چیزی كم شده است؟
یك احمقی می‌گفت: قدیم كه مردم سواد نداشتند پیغمبر لازم بود. الآن سواد داریم. گفتم: حالا شما كه سواد داری، خلاف ندیدی؟ خودت خلاف نكردی؟ نسبت به خودت خلافكار وجود نداشته؟ به خودت ظلم نكردند؟ چرا، پس هم خودت می‌گویی ظلم كردم، هم كسی به تو ظلم كرده، هم با چشمت ظلم به دیگران را می‌بینی. این كجایش كم شده كه می‌گویید: بعثت نیاز نیست. ما هر لحظه به انبیاء نیاز داریم. 
2- ظلم و ظلمت، نتیجه‌ی دوری از نور هدایت
قرآن چند تا تعبیر دارد كه می‌گوید: اگر بشر هدایت نشود، مثل چهارپا می‌شود. (قاری): «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (اعراف/179) انسان گمراه مثل چهارپا است. تمام گرگ‌ها در دادگستری ده تا پرونده ندارند. ولی ما آدم‌هایی را داریم كه سیصد تا پرونده دارد. «بَلْ هُمْ أَضَلُّ» از چهارپا بدتر است. باسوادی كه به علمش عمل نكند، قرآن می‌گوید قلبی در آن حرف حق اثر نكند، (قاری) «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِیَ كَالْحِجارَة» (بقره/74) مادامی كه ظلم هست، بی‌عدالتی هست، تحیر و گیجی هست، جهل هست، تعصب هست، ظلمات هست، انسان به نور نیاز دارد. اگر یك كسی بگوید: قدیم نیاز به نور بود. حالا دیگر نیاز به نور نیست. قدیم نیاز به اكسیژن بود، حالا نیاز نیست. بعثت اكسیژن ما است. 
بنده هندوستان رفتم، در یك دانشگاهی به من گفتند: ایشان پروفسور است، بعد یك مجسمه‌ای بود، دیدیم این آقایان پروفسور می‌آیند راست مجسمه دست‌هایشان را اطاعت می‌كنند و سر خم می‌كنند و می‌روند. همینطور نگاه كردم و دیدم عجب اگر بنا بود علم نجات بدهد، پروفسور در مقابل سنگ نباید تواضع كند. انسان نیاز دارد. پیشرفته‌ترین كشورها نیازش به بعثت بیشترین است. 
هدایت به قدری مهم است كه به خاطر آن بهترین خلق خدا كشته می‌شدند. قرآن در یك آیه می‌گوید: (قاری) «وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَق‏» (آل‌عمران/112) انبیاء شهید می‌شدند. هدایت مردم اینقدر می‌ارزد كه پیغمبر كشته شود، امام حسن كشته شود، همه امامان ما كشته شوند، كه به مردم بگویند: این طاغوت است، این حق است، این باطل است. یعنی بعثت اینقدر می‌ارزد. هدایت به قدری مهم است كه در تمام دعاها یك دعای واجب داریم و آن «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» (فاتحه/6) تمام دعاها مستحب است، در كل دعاها یك دعا واجب است و آن «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ» است. یعنی انسان هرروز نیاز به هدایت به راه مستقیم دارد. اینطور نیست كه شما فوق  لیسانس و دكتر هستی و بنده حجة‌‌الاسلام هستم راه را تشخیص دهیم. در مملكت ما حجة‌الاسلام‌ها و دكترهایی را می‌بینیم یك لغزش‌هایی دارند كه آدم‌های عادی ندارند.
3- هدایت الهی، عامل حیات جامعه
یك آیه هست برای دنیای پزشكی است، اما حدیث می‌گوید كه برای دنیای بعثت هم هست. قرآن می‌فرماید كه: «وَ مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً» (مائده/32) اگر یك پزشك و پرستاری تلاش كرد، یك نفر را از مرگ نجات داد. قرآن می‌فرماید: «وَ مَنْ أَحْیاها» تو كه این را از مرگ نجات دادی، «فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً» انگار همه مردم را از مرگ نجات دادی. یعنی نجات یك بیمار به منزله نجات كل بشریت است. این برای پزشك‌ها، امام می‌فرماید: این برای بدن نیست. اگر شما یك منحرفی را هم هدایت كردی، انگار همه مردم را هدایت كردی. این برای نقش بعثت. حالا درباره بعثت حرف‌هایی داریم بزنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. قرآن كلمه بعثت را بارها گفته، یكی این است. «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ» (بقره/129) حضرت ابراهیم، قبل از موسی و عیسی بوده است. دعای ابراهیم این است. «رَبَّنا» ای خدا، پروردگارا، «وَ ابْعَثْ فیهِمْ» مبعوث كن. بحث را روز بعثت گوش می‌دهید. «رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ» خدایا در بین مردم مبعوث كن،  «رَسُولاً مِنْهُمْ» یك پیغمبری از خودشان باشد، كه كارش چه باشد؟ 1- «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكَ» آیات تو را بر آنها تلاوت كند، بعد چه؟ «وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ» كتاب آسمانی را به اینها تعلیم دهد. دیگر چه؟ «وَ الْحِكْمَةَ» حكمت غیر از كتاب است. «وَ یُزَكِّیهِمْ» و مردم را تزكیه كند. 
از «رَبَّنا» یك نكته بگویم. چند هزار سال قبل از پیغمبر اسلام جد اعلای پیغمبر ما كه حضرت ابراهیم است گفته، خدایا در بین مردم یك پیغمبر مبعوث كن... یعنی بعثت انبیاء و هدایت مردم به قدری می‌ارزد كه چطور بگویم؟ جهازیه برای خانم‌ها به قدری مهم است، كه دخترشان از سه سالگی كه می‌شود جهازیه برایش درست می‌‌كنند. یعنی هروقت یك پارچه‌ای، یك طلایی، چیزی گیرش آمد می‌گوید: باشد دختر دارم. یعنی پیداست این جهازیه نزد مادر خیلی مهم است كه از سه، چهار سالگی، عقربك روحش به فكر جهازیه است. بعثت انبیاء به قدری مهم است كه از چند هزار سال قبل ابراهیم می‌گوید: خدایا ما كه داریم می‌رویم، اما بعد از من در طول تاریخ برای مردم پیغمبر مبعوث كن. كه پیغمبر ما فرمود: «أَنَا دَعْوَةُ أَبِی إِبْرَاهِیم‏» (بحارالانوار/ج12/ص92) بعثت من به خاطر دعای حضرت ابراهیم است. 
4- ضعف بشر در شناخت حقیقت
«وَ ابْعَثْ» خدا باید پیغمبر را مبعوث كند. بشر با انتخابات و اینها نمی‌تواند. اگر انسان انتخاباتش درست بود، من این را بارها در تلویزیون گفتم، یك دلیل برای اینكه انتخاب‌های ما پایش به جایی بند نیست. اگر انسان انتخاب‌هایش درست بود، هیچ‌كس همسرش را طلاق نمی‌داد. تمام آمار طلاق‌ها دلیل بر این است كه انتخاب ما درست نبوده است. اگر عقل بشر كامل بود هیچ‌كس در تاریخ پشیمان نمی‌شد. پشیمانی دلیل بر این است كه عقل ما كامل نیست، نیاز به كمك داریم. طلاق دلیل بر این است كه انتخاب آدم‌ها همه‌جا درست نیست. نمی‌خواهم بگویم، از مشورت و انتخاب و عقل استفاده نكنیم. استفاده بكنیم، كامل نیست. مثل ترازوی زرگرها است. ترازوی زرگرها ترازو است، اما محدود است. فقط طلا و نقره را می‌شود با آن كشید. 
عرض كنم به حضور شما كه اگر پیغمبر نباشد، كعبه هم بسازی، «وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْت» (بقره/127)‏ حضرت ابراهیم كعبه را ساخت. كعبه‌ای كه پیامبر در آن نباشد می‌شود، بت خانه! مثل حوزه علمیه‌ای كه مدرس و طلبه در آن نباشد. جای گربه‌هاست. گربه‌ها در آنجا تاب می‌خورند. اگر یك مدرسه‌ای مدیر نداشته باشد، معتادها می‌روند در آنجا جمع می‌شوند. كعبه‌ی بدون پیغمبر بت‌خانه می‌شود. اینقدر نقش دارد. 
5- اخلاق و عرفان بر اساس آیات قرآن
بعد هم می‌گوید كه وظیفه‌ی پیغمبر چیست؟ «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكَ» كار پیغمبر تلاوت آیات است و تعلیم كتاب و حكمت است و تزكیه است. نه با خواب، نه با شعر، نه با جن، نه با ریاضت، نه با عرفان‌های كاذب، بلكه با متن وحی، من تقاضا می‌كنم یك كلمه می‌گویم، چون كلاس‌هایی هست، جلساتی هست، ما فیلم‌هایی را دیدیم، بعضی‌ها را تلویزیون هم نشان داده، بعضی‌ها را تلویزیون نشان نداده، آدم‌هایی یك كلاس‌هایی می‌گذارند، چه حاج‌خانم‌های چادر مشكی، چه كت و شلواری‌ها، و گاهی هم ممكن است آخوندها باشند. كلاسهایی می‌گذارند. اینها پایش به هیچ‌جا بند نیست. راه تعلیم، «یَعْلَمُهُم‏» راه حكمت، راه تزكیه، آیات الهی است. تكرار می‌كنم اگر می‌خواهید مردم كتاب، حكمت، تزكیه را یاد بگیرند، راهش آیات الهی است. این آقا و این خانم چه كاره است كه كلاس گذاشته است؟ 
دیروز در دانشگاه تهران دو تا دختر دانشجو آمدند و گفتند: فلانی برای ما كلاس اخلاق گذاشته است و یك چنین حرفی زده است. گفتم: به او بگو: بیا با هم بحث كنیم. اینها زَهره‌‌شان می‌‌رود تا با یك طلبه‌ای مثل من كه متوسط هم هستم، یا ضعیف هستم بحث كنند. 
خدا لعنتشان كند، گروه فرقان یك رییسی داشتند به نام آشوری، آخوند بود اعدام شد. این اولش جز انقلابی‌ها بود و بعد هم رفت در یك خطهایی. من زمان طاغوت كلاس‌هایی داشتم. به او گفته بودند اگر تو نفست به قرائتی بخورد، ایشان كلاس‌های زیادی در شهرها برای جوان‌ها دارد، حرف‌های تو را منتقل می‌كند. یك روز قم من را دید و گفت: می‌خواستم تو را ببینم. با هم بنشینیم، یك دو ساعتی نشستیم، گفت: اینها را به جوان‌ها بگو. گفتم: خوب اینها كجایش به كدام آیه بند است؟ این حرف شما سند قرآنی‌اش چیست؟ سند عقلی‌اش چیست؟ وقتی دید من به او گفتم: سندش را بیاور، ماند. آن زمان یك مدت كمی بود، چند ماهی بود مرحوم مطهری كه به قم تشریف می‌آورد، من افتخار داشتم میزبان او بودم به خانه‌ی ما می‌آمد. گفتم: شب جمعه مرحوم مطهری كه برای طلبه‌ها كلاس دارد و از تهران به قم می‌آید، برنامه دارد ناهار منزل ما است. شما تشریف بیاور این حرف‌ها را به مرحوم مطهری بگو، ببینیم نظر ایشان چیست؟ گفت: مگر تو با مطهری رابطه داری؟ گفتم: بله! خدمت ایشان ارادت دارم. گفت: خائن!گفت: خائن و بلند شد رفت. گفتم: عجب! ایشان در اتاق دو ساعت با من صحبت كرد، حرف‌هایی را زد كه من به جوان‌ها بگویم، وقتی گفتم: دلیل عقلی‌ات چیست؟ نتوانست بگوید. دلیل قرآنی، نتوانست بگوید، گفتم، داور مطهری، وقتی فهمید من می‌خواهم حرف‌ها را به مطهری بگویم، گفت: خائن! الآن هم از این كلاس‌ها در ایران هست. 
یك قصه هست نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه؟ من این را گفتم حالا یا در تلویزیون و یا در سخنرانی‌هایم. یك مردی را زن دادند. این مرد نابینا بود ولی زن او هرشب از خوشگلی خودش می‌گفت. می‌گفت: حیف تو شوهر كه چشم نداری. نمی‌بینی من چقدر خوشگلم! یك شب از صورتش می‌گفت. یك شب از سینه‌اش می‌گفت. یك شب از هیكلش می‌گفت. هر شبی... مرد هم چشم‌هایش بسته بود و گوش می‌داد. یك هفته، دو هفته، سه هفته، دو سه ماه كه شد مرد برید. گفت: خانم! خسته شدم. من كه چشم ندارم. تو هم هرشب از خوشگلی خودت می‌گویی. ولی می‌فهمم تو اگر اینقدر خوشگل بودی، چشم‌دارها تو را برده بودند! همینكه برای شوهر كور و شوهر نابینا از خوشگلی‌ات می‌گویی به همین دلیل زشتی! این اگر خوشگل بود چرا حاضر نبود برای مطهری بگوید. چرا نزد یك طلبه نمی‌گوید؟ چرا یك مشت بی‌سواد را دور خودش جمع كرده و كلاس عرفان گذاشته؟ همین كه برای شما كلاس گذاشته همین اولین دلیل است كه بگو: آقا كلاست را می‌خواهیم ضبط كنیم، پخش كنیم. اجازه نمی‌دهد. این چه كلاسی است كه می‌گوید: من برای تو می‌گویم. با اسلام‌شناس برخورد نمی‌كنم، نوارش را هم نمی‌گذارند، اگر هم گفتی مطهری، می‌گوید: خائنی! این چه كلاسی است؟ گفتند: معقول را خواندی؟ گفت: معقول را نخواندم. ولی عقل كه دارم. باید مواظب باشیم... 
6- سفارش اسلام درباره‌ی ازدواج جوانان
دارم چه می‌گویم؟برادرها و خواهرها روز بعثت است، قرآن می‌گوید: راه تعلیم، راه حكمت، راه تزكیه «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكَ»، راهش... آن كسی كه ما را ساخته حق دارد به ما بگوید چه كن و چه نكن. چه كن و چه نكن؟ اسلام می‌گوید: ازدواج زود، حالا هرچه جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، هرچه می‌خواهند بگویند، بگویند. اینها یك پشه هم خلق نكردند. آن خدایی كه ما را خلق كرده گفته سن ازدواج این است. دختر باید زود ازدواج كند. رسم نیست، باسمه تعالی رسم غلط است. دخترعموها، دختر خاله‌ها.... هنوز در دانشگاه ما كسی ازدواج نكرده. اینها چه دلیلی می‌شود؟ آن كسی كه تو را آفرید، می‌گوید: سن ازدواج این است. اینطور نیست كه ما حالا باسواد هستیم حرف‌هایمان، اینقدر باسوادها كارهای غیر حكیمانه می‌كنند. من گاهی خنده‌ام می‌گیرد، می‌گویم: مدرسه دختر و پسر از هم جداست. راهنمایی‌ها كه هنوز شهوت ندارند، از هم جداست. دبیرستانی‌ها كه شهوتشان شكوفا می‌شود، آنها هم از هم جداست، دانشجو كه شهوتش گر می‌كشد، مختلط است. آنوقت خنده این است كه یك مشت دكتر در یك اتاق نشستند، من از این دكترها خنده‌ام می‌گیرد. اسمش را اسلامی كردن دانشگاه می‌گذارند. دختر و پسر را قاطی هم كردند، در اتاق نشستند موز می‌خورند. می‌خواهند دانشگاه اسلامی كنند. راست می‌گویید یا دروغ؟ آخر زشت است كه آدم خودش را سركار بگذارد. آدم مردم را سركار بگذارد بد نیست. این آقایان خودشان، خودشان را سر كار گذاشتند. صبح دخترها بیایند و عصر پسرها بیایند. چه می‌شود؟ مگر یك جاهایی كه واقعاً استادش نایاب است، اضطرار است. چه اشكالی دارد. آنوقت دخترها اگر خودشان باشند، می‌توانند چادرشان را هم بردارند، روسری‌شان هم بردارند. لباس مشكی هم لازم نیست بپوشند. لباس سفید بپوشند راحت راحت هم باشند. همه خانم هستند دیگر. چه اشكالی دارد؟ اینكه دختر و پسر را قاطی هم می‌كنیم، بعد در تلویزیون بحث می‌گذارند رابطه دختر و پسر، آقا من راحت به شما بگویم. چون من با كسی رودروایسی ندارم. حرف‌هایم را هم احدی یاد من نداده. همه از قرآن و حدیث است. رابطه دختر و پسر حرام است. یا ساعت اول حرام است یا بعد از چند دقیقه به حرام كشیده می‌شود. یك كسی می‌گفت: امام خمینی گفته، گفتند: بابا امام خمینی نگفته، گفت: حرف حسابی است بعداً خواهد گفت. یعنی هر حرف حسابی را... به او گفتیم: بابا امام خمینی چنین حرفی نزده است. گفت: حرف حسابی است. بعداً خواهد گفت. حالا او در حق است در باطل هم اینطور است. 
رابطه دختر و پسر حرام است. شوخی هم نداریم. حالا ما خواهر و برادریم. با گفتن خواهر و برادر انسان خواهر و برادر نمی‌شود. ازدواج را باید تلاش كنیم، قوه‌ی قضاییه بخشی از پولهایش، نیروی انتظامی بخشی از پولهایش، قوای مسلح بخشی از پولهایش، دانشگاه بخشی از پولهایش، بسیاری از پولهایی كه ما خرج می‌كنیم اگر این مسأله ازدواج را راه بیاندازیم، دو سوم، اینكه می‌گویم حدیث است. حفظ دو سوم دین نسل نو مربوط به شهوت است. مشكل نسل نو ما دو چیز است: غفلت، شهوت. دوای غفلت نماز است، دوای شهوت همسر است. خلاص! خودسازی و نمی‌دانم این حرف‌ها را هم اینها... مثل یك مار زنده هرچه هم خاك بریزی، از اینجا سر می‌آورد. دوباره از اینجا سرمی‌زند. اینها چیز نمی‌شود، كسی كه تشنه است آب می‌خواهد. حالا راست او برقصید. ممكن است در یك لحظه تشنگی از یادش برود، رقص تو را ببیند. دوباره می‌گوید: آب. باز دوباره یك تمبك می‌زنی، باز می‌گوید: من تشنه هستم. تو برای من تمبك می‌زنی؟! كنسرت و نمی‌دانم فرض كنید كه اردو و كامپیوتر و خطاطی و مسابقات و اینها همه تمبك زدن راست تشنه است. ممكن است در یك لحظه این را از تشنگی منصرف كنی اما دوباره برمی‌گردد می‌گوید: تشنه هستم. 
مسلمان‌ها را برده بودند فیلم عیسی را نشانشان بدهند، كه اینها مسیحی شوند. مسلمان‌ها فیلم را كه می‌دیدند خوب كه گل می‌كرد، می‌گفتند: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» گفتند: ای بابا! ما هرچه فیلم عیسی را نشان می‌دهیم اینها بر محمد صلوات می‌فرستند. نه شعر، نه جن، نه خواب، نه ریاضت و نه عرفان‌هایی كه كاذب است. «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكََ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتاب‏» 

7- قوانین اسلام، میزان حق و باطل
آیه‌ی دیگری راجع به بعثت. قرآن می‌فرماید: «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ» بعد می‌فرماید: «وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیه» (بقره/213)
قرآن می‌فرماید كه: پیغمبران آمدند‏ «فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ» پیغمبرها كارشان چیست؟ «مُبَشِّرینَ» به راه حق بشارت بدهند، و بركاتش و منذرین به خطرها هشدار بدهند. «وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ» كتاب آسمانی آمد، «لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیه» تا بین اختلاف‌ها حل شود. بشر نمی‌تواند اختلاف‌ها را حل كند. الآن چه كسی می‌خواهد اختلافات بین‌المللی را حل كند؟ چه كسی می‌خواهد حل كند؟ قانون بشر برای بشر قداست ندارد. تو یكی مثل من هستی، من وقتی متولد شدم آزاد متولد شدم. تو هم آزاد متولد شدی. به چه دلیل تو بله‌قربانگوی من باشی و من بله قربانگوی شما؟ قانون باید قانون كسی باشد كه خالق ما است. این مثال را بارها گفتم.
نواب صفوی را خدا رحمت كند. یك مثال قشنگی داشت. می‌گفت: شما هر كالایی را بخری، یك دفترچه دارد. كولر، یخچال، كامپیوتر نمی‌دانم هرچی.این دفترچه عكس این كالا را كشیده و بعد هم نوشته چگونه از این كالا استفاده كن. نویسنده این دفترچه چه كسی است؟ فقط كسی می‌تواند بنویسد كه مهندس سازنده این باشد. آن كسی كه این را ساخته می‌داند این هواپیما چه رقم بنزین، چند تا مسافر در چه شرایطی. این بخاری را چطور خاموش كنیم، روشن كنیم، نفتش چطور، فتیله‌اش چطور، هر محصول و هر كالایی را باید كسی قانونش را بگذارد كه سازنده است. بعد نواب صفوی می‌گفت: خدا ما را ساخته است. ما كه از یك بخاری كمتر نیستیم. باید سازنده‌ی ما قانون بگذارد. این شخص چه كاره است كه بیاید قانون مرا وضع كند؟ قوانین بین‌الملل یعنی چه؟ یعنی كشك. یك مشت آدم آنجا نشستند قانون درست كردند. خوب اینها چه كاره من هستند؟ از كجا باسوادترین است؟ از كجا من را دوست داشتند. از كجا در قوانینی كه وضع كردند، اهداف خودشان... 
حقوق‌دانان بشر چقدر تا حالا به نفع فلسطین و به ضرر اسرائیل قطع‌نامه صادر كردند؟ اسرائیل یكی را هم گوش نداده است. حقوق‌دان‌ها چه كردند؟ در یك زمانی داریم نفس می‌كشیم كه حقوق‌دانان ما جنایت اسرائیل را می‌بینند،هیچی نمی‌گویند. و هیچ كاری نمی‌توانند بكنند. همه از پس اسرائیل برنمی‌‌آیند. به خاطر گردن‌كلفتی اسرائیل، و بی‌عرضگی حقوق‌دانان بشری. او گردن‌كلفت و آنها هم بی‌عرضه و بی‌خاصیت. سیاسیون دنیا بی‌خاصیت هستند. حقوق‌دانان دنیا در جرم صدام شش ماه فكر می‌كنند، ما در این زمان زندگی می‌كنیم. اصلاً تمدنی نیست كه ما گفتگوی تمدن‌ها داشته باشیم. باغ وحش است. دو تا برج در افغانستان خراب شد، اگر خودشان خراب نكرده باشند، گفت: كل افغانستان را می‌گیریم. به خاطر دو تا برج كل افغانستان را تصاحب كردند. به خاطر یك حرف بی‌خودی كه خودشان خلق كردند، عرب را تصاحب كردند. شما با كدام تمدن می‌خواهی سر میز مذاكره بنشینی؟     تمدنی نیست، باغ وحش است. پیشرفت‌های علمی انسان را از انبیا بی‌نیاز نمی‌كند. هرچه ماشین تندتر برود، باید ترمزش قوی‌تر باشد. هرچه پیشرفت علم بیشتر باشد، ترمز تقوی باید بیشتر باشد. اینطور نیست كه حالا ما باسواد هستیم تقوا نمی‌خواهیم.نیاز بشر به انبیاء امروز از دیروز بیشتر است.
اختلافات امروز بیش از دیروز است. اوس و خزرج جمعاً چند نفر را كشتند. بد نیست برایتان بگویم. یكی از تهمت‌هایی كه به اسلام می‌زنند می‌گویند: اسلام با شمشیر پیش رفت. مؤسسه راه حق یك كتابی نوشته «نگرشی كوتاه به زندگی پیامبر» تمام جنگهای پیغمبر را آمارش را نوشته، تقریباً هزار و چهل نفر كشته شدند. كل جنگ‌های پیغمبر هزار و چهل نفر كشته شوند. انوقت در دنیای پیشرفته علم روزی چقدر كشته می‌شوند؟ مسیحی‌ها می‌گویند: اسلام با زور شمشیر پیش رفت. می‌گویم: تمام جنگهای پیغمبر طبق همه آمار دقیق شده، دقت شده هزار و چهل نفر هستند، آنوقت یك مكتب اسلام كه با هزار و چهل تا كشته در جنگ‌های مختلف كه در جنگ‌ها به ما حمله كردند. در جنگ خندق به ما حمله شد. جنگ احزاب به ما حمله شد. اختلافات بشر جز از راه قرآن حل نمی‌شود. به شدت به امام زمان نیاز داریم. دنیا هم امادگی هست. الآن دنیا تشنه امام زمان است. بد نیست این را هم به شما بگویم. یك پیامی می‌خواهم به شما بدهم. توجه كنید پیام مهمی می‌خواهم بدهم. 
8- دیدگاه اسلام درباره‌ی آینده جهان
یك زمانی امام زمان، عقیده‌ی شیعی بود. یعنی امام دوازدهم ما بود. امروز امام زمان عقیده‌ی شیعی نیست. آینده جهان با چه كسی است، یك مسأله‌ی سیاسی و بین‌المللی شده است. اسرائیل خط و نشان می‌كشد كه دنیا باید در دست من باشد. آمریكا می‌گوید: دنیا باید در دست من باشد. دنیا در آینده در دست چه كسی است؟ این یك مسأله‌ی سیاسی بین‌المللی است. قبلاً امام زمان یك مسأله‌ی شیعی بود. الآن شیعی نیست. به همین خاطر شبهات، فیلم‌ها خیلی كار می‌كنند راجع به آینده جهان. خیلی كار می‌كنند. و چه كنند عقیده شیعه را بشكنند و فكر خودشان را جا كنند. خیلی كارها كردند. چه فیلم‌های پر تیراژی تهیه كردند. 
ما زیر نظر مقام معظم رهبری، در قم بیست تا طلبه گرفتیم، طلبه‌های فاضل، جوان و خوش بیان. تخصصی مسائل مهدویت. آنچه از ماهواره‌ها، اینترنت‌ها، آنچه طراحی می‌كنند برای ضربه به مهدویت بگیرند، جواب‌هایش را از نظر علمی بدهند. این بیست تا الآن شده سیصد تا، ما سیصد تا فارغ‌التحصیل داریم كه اینها مدركشان، پایین‌ترین مدركشان فوق لیسانس است. و سال قبل یعنی سال 89  هزار و پانصد سفر تبلیغی داشتند. در دانشگاه‌ها می‌روند صحبت می‌كنند. الآن بنده به همه‌ی وزارتخانه‌ها و به همه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها اعلام می‌كنم از این تابستان استفاده كنید. از این تخصصی مهدویت دوره‌های شانزده ساعته برای بچه‌ها، چون آنچه چهار سال و سه سال و نیم خواندند، در شانزده ساعت می‌توانند بگویند. مثل شیشه گلابی كه عطرش می‌كنی، عصاره‌ی آن بحث را می‌گویند. به خصوص قشر فرهنگی و شبهاتی كه هست اگر می‌خواهید سالم بمانید باید دستمان را در دست انبیاء بگذاریم. یك مرتبه یك كسی یك جایی سبز می‌شود، می‌گوییم: پدرش كیست؟ مادرش كیست؟
پریروز یك كسی آمده بود می‌گفت: فلانی چنین گفته... گفتم: ببخشید، ایشان مجتهد است یا مقلد؟ گفت: نه مقلد است. گفتم: بفرمایید مرجعش كیست؟ پدرش ایشان كیست كه حالا سبز شده است؟ مادرش كیست كه اینقدر مورد اعتماد قرار گرفته است؟ یك بار یك كسی سبز می‌شود، یك مشت هم عقب او می‌روند. مگر ما گوساله‌ یا گوسفند هستیم كه هركس علف برای ما بریزد و عقبش برویم؟ ما انسان هستیم. تا یك كسی از نظر پدر، مادر، فكر، عقیده، استدلال، منطق، آیات، كتاب، حكمت، خودش تزكیه‌ی اخلاقی، آخرش من به رییس دفترشان زنگ زدم گفتم: این آقا... تو رییس دفترش هستی، خود رییس دفترش هم دكتر بود. گفتم: تو كه رییس دفترش هستی و خودت هم دكتر هستی. به من بگو ایشان چه كسی است؟ گفت: آقای قرائتی نمی‌دانی چه آدمی است؟ گفتم: خوب بگو من حب و بغضی نسبت به هیچ‌كس ندارم. گفت: زیارت عاشورایش ترك نمی‌شود. نماز شبش هم ترك نمی‌شود. گفتم: خوب عمه‌ی من هم همینطور است. عمه‌ی من هم زیارت عاشورا می‌خواند، نماز شب می‌خواند. مگر حالا هركس زیارت عاشورا خواند و نماز شب خواند، می‌شود پول مملكت را در اختیار او گذاشت؟ می‌شود قدرت را در اختیار او گذاشت؟ زیارت عاشورا كه یك كار مستحبی است. مثل اینكه فلانی رییس جمهور دستش را حنا می‌بندد. حنا مستحب است، می‌خواهد بزند و می‌خواهد نزند. این حرف‌ها چیست. 
قرآن می‌گوید: آیات الهی، كتاب الهی، حكمت، منطق و عقل، تزكیه! اگر این چهار تا اصل را رعایت كنیم، می‌شویم این كه شدیم. و اینجا می‌رویم كه می‌برند. استاد عرفان ما كج می‌شود. وقتی می‌گوییم: نزد یك اسلام‌شناس برود، فرار می‌كند. می‌خواهیم فیلمش را بگیریم، برخورد می‌كند. می‌گوید: من برای تو كلاس دارم به شرطی كه اسلام‌شناس حرف‌های مرا نشنود. فیلم‌برداری نكند. می‌گوییم: اسلام‌شناس را خانه می‌آوریم. حتی به او گفته شد. گفت: آقا یك اسلام‌شناس را می‌‌آوریم، حرف‌هایت را بزن ببینیم. گفت: نه، من كار به اینها ندارم! اصلاً باید اینها را حذف كنیم تا ما راحت بتوانیم... تو اگر خوشگل بودی بگویید...چشم‌دارها... بگویید... چشم‌دارها... همین كه آمدی زن كور شدی، پیداست خوشگل نیستی. همین كه برای اینها كلاس گذاشتی، دور از چشم اینها، همین دلیل بر این است كه تو خیانت می‌كنی. 
به شدت نیاز به بعثت داریم. نیاز ما الآن به بعثت از عرب‌های جاهلی بیشتر است. فكر نكنید حالا دانشگاه و اینترنت و ماهواره و نمی‌دانم از این چهار تا تكنولوژی پیشرفت بشر... آمریكا نیازش به وحی بیش از دیگران است. چون جنایت در آمریكا بیش از كشورهای دیگر دیده می‌شود. 
آخرین كلمه! جوان‌های ایران، حدود 80 سال است ما دانشجو به آمریكا می‌فرستیم. فیلم سكس هرچه بخواهی مفت برایت می‌فرستند. از طریق ماهواره، اما فرمول هواپیمای اف 16 را به شما یاد نمی‌دهند. یعنی علمشان را به شما انتقال نمی‌دهند. اما سكسشان را به شما انتقال می‌دهند. شما از این چه می‌فهمید؟ می‌گوید: می‌خواهید شما را یك آدم عیاشی شهوت‌رانی كند، حتی اگر خودتان هم انرژی هسته‌ای و دست به یك ابتكار و اختراعی زدید غصه بخورد كه چرا فهمیدید؟ این كافی نیست تا ما بفهمیم دشمن ما چه كسی است و دوست ما چه كسی است؟ یعنی دیگر باز هم نیاز به این است كه... ما باید در حرف آخوندها تأمل كنیم. بگویم: حرف آخوندها این است. بسم الله الرحمن الرحیم امریكا پیشرفت‌های علمی‌اش را به شما صادر نمی‌كند. عیاشی و سكس و شرابش را به شما صادر می‌كند. این یعنی چه؟ حقوق‌دان‌ها در جنایت صدام ماندند، سیاسیون هم قطع‌نامه‌هایشان بی‌بخار شده است. به شدت نیاز به بعثت داریم.
خدایا دست ما را خودت در دست انبیا بگذار. ما را كمتر از آنی به خودمان واگذار نكن. همه‌ی ما را از همه‌ی خطرها برای همیشه حفظ بفرما. ما را دشمن‌شناس و حق شناس قرار بده. 
‏«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته



طبقه بندی: عمومی، 
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ قاسم وفادار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


لینک های مفید
<بلاگ">ایران اسکین
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب